زیاد می شنویم که وضع اقتصادی و اجتماعی برخی جوامع خوب و مطلوب است در حالیکه ما چنینیم و چنان ، در مجموع ما ایرانیها علاقمندیم که از داشته های دیگران بگوییم و بر نداشته های خود با وجود منابع خدادادی فراوان، حسرت بخوریم . ولی اگر قرار باشد بدنبال علت عدم پیشرفت خودمان بگردیم باید بگویم که متاسفانه این کار را نمی کنیم . فقط بلدیم بنشینیم و حسرت بخوریم و تمام.

واقعیت این است که بزرگترین مضامین اجتماعی و فرهنگی بر زبان بزرگان ما آمده است ولی افسوس که مثنوی معنوی مولانا برای چندین سال پیاپی آنهم با تیراژمیلیونی پرفروش ترین کتاب آمریکا میشود در حالی که تحصیل کرده ترین ایرانی هم جز چند مثنوی کتب درسی که به اجبار خوانده است ، از این کتاب چیزی نمی داند.

می خواستم از این بیت مشهور بگویم « توانا بود هرکه دانا بود » راستی آیا دانایی توانایی می آورد ؟ نگاهی به وضعیت تولید علم در جهان بیاندازید ، کشورهایی که به فن آوری خاصی دسترسی می یابند با علم خود برای مواد اولیه ارزان قیمت ما ارزش افزوده ایجاد می کنند و به خودمان میفروشند ، نفت بشکه ای 100 دلار را به محصولات پتروشیمی کیلویی چند صد دلار و محصولات پتروشیمی را به لوازم و تجهیزات با چند برابر ارزش افزوده تبدیل می کنند و با این کار اقتصاد خود را توسعه می دهند .

اگر خواهان پیشرفت و رشد هستید یک راه بیشتر ندارد ، خود و فرزندانتان دانش بیاموزید ، میان بر هم وجود ندارد. بهیچ وجه نگذارید فرزندانتان از دانش آموزی منحرف گردند . از نفوذ خود برای بدست آوردن نمره بیشتر برای فرزندان خود اجتناب کنید. دانشی که بدون زحمت و تلاش جدی و به قول قدما دود چراغ خوردن باشد ارزشی ندارد.
اگر موفق نشدند آنها را یاری کنید تا موفق شوند. و اگر اکنون نمیتوانند موفق شوند پس هرگز موفق نخواهندشد.
پیروزی ما بسته به دانش و خلاقیت و سواد آموزی و قدرت کار گروهی ماست و بس.